ناصر اصغری

درباره مسائل جنبش كارگری

محدودیتهای نقد سندیكالیستی از سندیكالیسم

سردبیر وبلاگ «اتحادیه گرائی جدید» (New Unionism) در كامنتی در زیر نوشته «بیزینیس یونیونیسم در تقابل با دمكراسی محیط كار»، كه ترجمه آن در شماره ١٩٨ نشریه «كارگر كمونیست» آمده است، نوشته است قبل از درج نوشته واندا پاز از او پرسیده بود نظر علی العموم ایشان درباره اتحادیه گرائی چیست؟ واندا پاز این جواب را برایشان فرستاده است:

«بنیادی ترین اصل «اتحادیه گرائی» این است كه مردم برای دنبال كردن منافع و مصالحی مشترك، با هم متحد می شوند. اتحادیه ها، اجتماعات منافع هستند. این منافع می تواند مسائل بیرون از و یا مربوط به خود محیط كار و یا هم تركیبی از هر دو را در بر بگیرد. این منافع می توانند خیلی گسترده باشند (مثل چشم انداز متفاوتی برای نوع روابط اجتماعی) و یا به یك موضوع مخصوصی محدود بماند. هر وقت بیش از یك نفر درباره موضوعی دور هم جمع بشوند كه بنوعی آدمهای دیگری نیز درگیر آن هستند ـ درباره نحوه كار و زندگی شان و رابطه متقابل بر همدیگر ـ اینجاست كه یك اتحادیه داریم. اتحادیه گرائی وسیله ای برای رسیدن به هدف است. ادامه نوشته »

مارس 14, 2012 نوشته‌شده به دست | كارگری, نقد, بین المللی, ترجمه | نوشتن دیدگاه

بیزینس یونیونیسم و تقابل آن با دمكراسی محیط كار

واندا پاز  (Wanda Pasz)

ترجمه: ناصر اصغری

برای من كه، بقول واندان پاز، هم «كتابی» و هم «زمینی» با اتحادیه های كارگری آمریكای شمالی آشنائی نسبی دارم، نوشته واندا پاز یك منبع خوبی برای آشنائی بیشتر خوانندگان این مطلب با تار عنكبوت بیزینس یونیونیسم در آمریكای شمالی است. واندا پاز بیش از ٣٠ سال در ظرفیتهای مختلفی درگیر كار با اتحادیه های كارگری آمریكای شمالی بوده است. بقول خودش مدتی فعال اتحادیه و عضو كمیته بین رابطه كارفرما ـ كارگران بوده و در دوره ای هم داور حل اختلافات بین این دو. از زیر و بم كار این اتحادیه ها آشنائی دست اول دارد. وی از واقعیات «كتابی» دانشگاهیان می گوید و آن را با واقعیات «زمینی» اعضای اتحادیه ها مقایسه می كند. از زوایای مختلفی نور بر فعالیت در تار عنكبوت اتحادیه ها و روابط دور و بر رؤسای اتحادیه ها می افكند. از بی قدرتی كارگران در اتحادیه ها می گوید و از «سه جانبه گرائی» رؤسای اتحادیه ها، كارفرماها و دولتشان بر علیه كارگران پرده بر می دارد. ادامه نوشته »

مارس 1, 2012 نوشته‌شده به دست | كارگری, نقد, بین المللی, ترجمه | نوشتن دیدگاه

شورشهای ویگان

كارل ماركس

ترجمه: ناصر اصغری

 مقدمه مترجم

عصیان مردم انگلیس در ماه اوت كه جرقه آن توسط اعتراض به قتل یك جوان توسط پلیس در منطقه تاتنهام لندن زده شد، خود به موضوع مورد مجادله حادی بدل شد. به معنای واقعی كلمه این واقعه یك «عصیان» بود. و همین كلمه «عصیان» یك روزه دوستان و دشمنان مردم را در دو كمپ متضاد روبروی هم قرار داد.

گفتند كه اینها تبهكارند! گفتند اراذل و اوباشند! اعتراضشان به وضع موجود نیست؛ مغازه‌ها را غارت می‌كنند. بگذار آنهائی كه در این تعبیر از عصیان جوانان انگلیس با بی بی سی و دیوید كامرون، حال با درجه‌ای رقیق‌تر، شریكند بروند و راه مسالمت و نظم را بپیمایند! بگذار آنهائی كه از ناامنی خیابانها و درهم ریختن نظم و قانون اظهار نگرانی میکنند، بروند زیر شنل رئیس پلیس لندن، پال استیونسون، ناخنهایشان را بجوند. ادامه نوشته »

سپتامبر 13, 2011 نوشته‌شده به دست | كارگری, نقد, بین المللی, ترجمه | نوشتن دیدگاه

   

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.