ناصر اصغری

درباره مسائل جنبش كارگری

٨ مارس چگونه ٨ مارس شد؟

ایده روزی كه بتوان آن را روز جهانی زنان خواند و در آن روز بر مسائل مهم و مطالبات زنان تمركز كرد، از نیاز به برابری حقوقی و رجوع و مبارزه برای رفع نابرابری حقوقی بر علیه زنان و مبارزه بر علیه سؤ استفاده ای كه جامعه طبقاتی از اختلاف جنسی بین جنسیت زن و مرد می كند، برخاسته است. حتی امروز هم اگر از هر فرد منصفی سئوال شود كه زمخت ترین تبعیض را نام ببرد، مسلما تبعیض بر علیه زنان و بیحقوقی زنان را برجسته خواهد كرد. و درست به همین دلیل هم هست كه مسئله زن و مبارزه برای رفع نابرابری و ستم مضاعفی كه بر زنان در ایران می رود، بسیار برجسته است و از همین رو روز ٨ مارس از جایگاه ویژه ای مشخصا در ایران برخوردار است. زیرا زن در ایران امروز دیگر بیحقوق نیست، بلكه زن بودن مساوی نبودن است؛ بحساب نیامدن است. وجودش انكار می شود. به وجودش هر روزه توهین میشود. زن در این جامعه روزانه تحقیر میشود. زن حتی كلفت به معنای قدیمی تر كلمه هم بحساب نمی آید. در قوانین اسلامی این مملكت، برده جنسی مرد است. برده ای است كه باید اسباب لذت «جنس برتر» را فراهم آورد. یك چنین وضعیتی است كه اهمیت ٨ مارس را برای زنان ایران دوچندان می كند.

در این تاریخچه مختصر ٨ مارس، مجبورم از جنبه تحلیلی تر مسئله چشم پوشی كنم. درباره مسئله زن و حتی تاریخچه ٨ مارس، می توان كتابها نوشت. اما فعلا مجبوریم به همین نوشته كوتاه بسنده كنیم. ادامه نوشته »

فوریه 23, 2012 نوشته‌شده به دست | كارگری, كردستان, بین المللی, تاریخ, زن | نوشتن دیدگاه

شوراهای اسلامی كار از نهادهای اصلی سركوب كارگران بوده اند

در حاشیه اظهارات حسن صادقی و سهیلا جلودارزاده

حسن صادقی كه ایلنا اكنون از او بعنوان «رئیس اتحادیه پیشكسوتان جنبش كارگری» نام می‌برد، از عوامل مهم و پایه‌ای خانه كارگر و «رئیس كانون عالی شوراهای اسلامی كار» بود. او اخیرا در جلسه‌ای به مناسبت «دهه فجر» با تعدادی از اعضای خانه كارگر با اظهار اینكه كارگران به وضعیت خود بی توجه هستند، گفته است: «اگر دولت‌ها حساسیت ما را در مسائل اجتماعی می‌دیدند به خودشان اجازه نمی‌دادند به كارگران توجه نكنند.» برای اینکه منظور او و بخصوص معنی «حساسیت» و بی توجهی کارگران به وضع خود» را متوجه بشویم ابتدا باید چند نكته را یادآوری کنم. امروز دیگر کسی منکر این نیست که شوراهای اسلامی كار یك نهاد ضدكارگری مثل انجمن اسلامی محیط كار و یا حراست كارخانه است. تمام رسالتش این بوده كه اولین خط دفاعی رژیم در تقابل با جنبش كارگری و اعتراضات كارگری را تشکیل بدهد. هیچ آدمی كه نانش را مدیون جیره رفسنجانی و خامنه‌ای نباشد، این حقیقت اظهرمن الشمس را انكار نمی‌كند. شخص حسن صادقی سردسته كسانی بود كه به فعالین سندیكای واحد حمله كرد و خود شخص ایشان با موكت بر می‌خواست زبان منصور اسانلو را از حلقوم در آورد! حسن صادقی بارها گفته است كه او و دیگر مزدوران خانه كارگر و شوراهای اسلامی كار بوده‌اند كه نگذاشته‌اند كارگران رژیم را سرنگون كنند. خبرگزاری ایلنا در ٧ اردیبهشت ١٣٨٤ به نقل از شخص ایشان نوشت: «اگر تشكلهای كارگری (منظور ایشان خانه كارگر و شورای اسلامی كار است) و قوانینی كه از جیب كارگران تصویب می‌‏شود، نبود، تاكنون خیابان‌های تهران زیر پای كارگران گرسنه می‌لرزید.» همانجا باز می‌گوید: «اگر به راستی كارگران قصد دستیابی به مطالبات خود را دارند، بهتر است به جای خط و نشان كشیدن، فرصتی به دولت داده تا به مشكلات ما رسیدگی كند.» ادامه نوشته »

فوریه 21, 2012 نوشته‌شده به دست | كارگری, تاریخ, جواب, زن | نوشتن دیدگاه

كارگران در راه انقلابی دیگر!

به یاد انقلاب ٥٧

امروز كه این سطور را می‌نویسم، ٢٢ بهمن ١٣٩٠، سی و سومین سالگرد انقلاب ١٣٥٧ است. سی وسه سال از جشن و شادی اولیه بر آوارهای یكی از هارترین حكومتهای دیكتاتوری سرمایه داری دوره خود می‌گذرد. قهرمانان انقلاب، جز آن روز و یكی دو سال بعدتر كه در جنگ و جدالی دائمی با ضدانقلابیون بر آمده از انقلاب بودند كه می‌خواستند مردم انقلابی را شكست داده و حاصل انقلاب را درو كنند، لذتی از آزادی نبردند. پیشاپیش آن انقلاب، طبقه‌ای متحد و یكپارچه با تحصن و اعتصاب و راههای دیگر زمین گذاشتن ابزار كار، طبقه كارگر، كمر رژیم تا به دندان مسلح پهلوی را شكست. اما از آن روز تا به امروز، خود مورد وحشیانه‌ترین هجومها قرار گرفته است. كارگران و توده وسیع مردمی كه جز زنجیرهای پایشان چیزی برای از دست دادن در مبارزه قهرمانانه در جنگ با حكومت گورستانی آریامهری نداشتند كه از دست بدهند، قهرمانان آن انقلاب بودند. قهرمانانه ارتش تا به دندان مسلح عریض و طویل آریامهری را شكست دادند، هزاران زندانی سیاسی را از سیاه چالهای آن رژیم آزاد كردند، صدای آزادی را از مطبوعات اصلی مملكت پخش كردند، شوراهای كارگری درست كردند، سندیكاهای حزب رستاخیز ساخته را منحل كردند، مدیران جیره خور رژیم پهلوی را از كارخانجات و ادارات و مدارس بیرون كردند و چند سال از دستآوردهای خود و از جمله از شوراهای كارگری خود، اعمال كنترل خود بر تولید، قهرمانانه دفاع كردند. ادامه نوشته »

فوریه 14, 2012 نوشته‌شده به دست | كارگری, نقد, تاریخ, سیاسی | نوشتن دیدگاه

انتخاب كارگران

یكی از لمپنهای چاقوكش خانه كارگر در قزوین به نام عیدعلی كریمی گفته است: «کارگران ٥٤ واحد مشکل دار در استان قزوین از ٣ تا ٣٠ ماه حقوق نگرفته‌اند.» «مسایل و مشکلات فعلی جامعه کارگری در کشور نباید بر حضور و مشارکت پویا و آگاهانه کارگران و بازنشستگان استان قزوین در برپایی راهپیمایی روز ٢٢ بهمن و مشارکت در انتخابات مجلس شورای اسلامی تأثیر منفی بگذارد.» «حضور حداکثری کارگران و بازنشستگان در انتخابات مجلس شورای اسلامی تحقق منویات مقام معظم رهبری است.» كارگران ٥٤ مؤسسه تا ٣٠ ماه حقوق نگرفته‌اند اما از آنها انتظار رفته است كه در راهپیمائی دفاع از حكومتی كه زندگی شان را تباه كرده است شركت كنند و همچنین در انتخابات آن هم شركت كرده تا از «منویات» خامنه‌ای دفاع كنند! «منویات» «مقام رهبری»، ٣٠ سال جنایت است. ٣٠ ماه و گاها حتی ماهها هم بیشتر عدم پرداخت دستمزد به بخش زیادی از كارگران است. منویات این آخوند مرتجع و جانی بیكارسازی، زن كشی، اعدام، ، شیوع بی سابقه اعتیاد و تن فروشی، زندانی كردن فعالین كارگری و دیگر زندانیان سیاسی است. منویات ایشان رجزخوانی جنگی و یکی کردن منفعت اسلام با تباه شدن زندگی ٩٩ درصد مردم آن جامعه در اثر تحریمها است. این منویات حیف و میل كردن میلیاردها دلار خرج روشن نگه داشتن آتش تروریسم اسلامی در منطقه و ناامن‌تر كردن زندگی میلیونها انسان در خاورمیانه است. منویات او جان دادن به اخوان المسلین، حزب الله و حماس و مقتدا صدر است. ازآنسو، انتخابات جمهوری اسلامی در بهترین حالت خود، دعوا بر سر لحاف ملا در بین خودی‌ترین خودی‌های حكومت اسلامی بوده است. بر سر میزان چپاول، بر سر نحوه چپاول و نحوه كشت و كشتار و زدن و نابود كردن مردم آن جامعه بوده است. بر سر سازماندهی ترورهای داخلی و خارجی بوده است. شركت در راهپیمائی‌های رژیم هم، كه قریب به اتفاق آنها با زور ترس از اخراج و ساندیس خوراندن و غیره، چه ٢٢ بهمن باشد و چه انواع رنگارنگ مناسكهای مذهبی، كمكی است به سفت كردن بندهای اسارت و مشخصا رنگ و بوی مشروعیت دادن به رژیم در مناسبات دیپلماتیك بین كشورها. این آن چیزهائی است كه مزدور چماق بدست خانه كارگر از كارگران می‌خواهد. كارگران اما انتخاب خود را كرده‌اند. انتخاب كارگران گام برداشتن به طرف سرنگونی این رژیم است. سرنگونی این رژیم و آغاز محاكمه قاتلین كارگران و از جمله كاربدستان خانه كارگر و شوراهای اسلامی كار هدف ما كارگران است. اولین قدم و گذشتن از اولین مانع بر سر راه ایجاد دنیای بهتر و شایسته انسان است.

ادامه نوشته »

فوریه 14, 2012 نوشته‌شده به دست | كارگری, سیاسی | نوشتن دیدگاه

گرایشات درون جنبش کارگری (٣)

مصاحبه با ناصر اصغری

بخش سوم

کارگر کمونیست: دو بخش قبلی درباره دو گرایش آنارکوسندیکالیستی و سندیکالیستی در جنبش کارگری و تاریخچه و عملکرد آنها اشاراتی شد. در اینجا در بخش پایانی به چند نکته از جمله گرایش سوسیالیستی و موقعیت این گرایشات در ایران میپردازیم. اولین سوال اینست که مختصات گرایش سوسیالیستی درون طبقه چیست و در این مورد نیز مختصری به جنبه تاریخی آن لطفا اشاره کنید. مهمترین تمایزات گرایش کمونیستی با دو گرایش سندیکالیستی و آنارشیستی کدامند؟

ناصر اصغری: گرایش سوسیالیستی یكی از گرایشات اصلی درون جنبش كارگری است كه در هر مبارزه‌ای بر سر حتی كوچكترین امكانات رفاهی كارگران و جامعه دخیل بوده، اما در نهایت فراتر رفتن از این وضعیت و اصلاحات را هدف خود قرار داده است. یعنی هدف آن لغو مناسبات سیستم كار مزدی است. گرایشی است درون جنبش كارگری به قدمت خود سیستم سرمایه داری. این گرایش هم بازتابی از یك جنبش عمومی‌تر در جامعه است كه میخواهد نظام کار مزدی و مالکیت خصوصی بر وسائل تولید و اساس استثمار را کنار بگذارد و تولید در جامعه هم در خدمت رفع نیازمندیهای انسان صورت بگیرد. این گرایش میخواهد اراده مستقیم کارگران اعمال بشود و قدرت آنها را از طریق اتحاد و اتکا بر قدرت جمعی آنان در مبارزه بکار می‌گیرد. اگر در دستگاه فكری بورژوازی كار كارگر كالاست و انعكاس آن در درون جنبش كارگری توسط سندیكالیسم این است كه این كالا باید هرچه بهتر فروخته شود، گرایش سوسیالیستی كار را خلاقیت انسان می‌داند و می‌خواهد به اسارت این خلاقیت در تار و پود زنجیرهای بورژوازی خاتمه بدهد. برعكس گرایش سندیكالیستی كه دائم در تلاش است كارگران را كنترل كرده و پتانسیل نهفته در حركت آنها را به كنترل خود در آورد و آنجا كه لازم باشد برای اهداف خود از آن استفاده كند، گرایش سوسیالیستی می‌خواهد این پتانسیل جاری شود تا بلكه سیستم برده داری مزدی برای همیشه از بین برود. این گرایش مبارزه كارگران را حتی آنجا كه بر سر امور صنفی مثل افزایش دستمزد، مرخصی، بیمه و مزایا و غیره هم باشد، یك امر سیاسی می‌داند كه ریشه در جاهای دیگری دارد. برخلاف سندیكالیسم كه دائم تلاش دارد تضاد بین كار و سرمایه را پوشانده و ماستمالی كند، گرایش سوسیالیستی می‌خواهد این تضاد هرچه بیشتر نمایان شود و دستهای نامرئی‌ای كه باعث می‌شوند این روابط ناپیدا و مستتر بمانند را نیز بی آبرو كند. بر خلاف سندیكالیسم كه دائم در حال تلاش است كه دو طبقه اصلی جامعه، بوژروازی و پرولتاریا را آشتی دهد، از نظر گرایش سوسیالیستی سازش بین این دو طبقه موضوعیت ندارد و جدال بین كارگر و كارفرما یك جدال طبقاتی غیرقابل سازش است. نقطه عزیمت گرایش سوسیالیستی طبقاتی است و به منفعت و اتحاد طبقاتی کارگران توجه دارد و مثل سندیکالیسم اساسش را روی اصناف متمرکز نمیکند. زبان فعالین این گرایش در خطاب قرار دادن جامعه، كارگران، دولت و سیستم سرمایه داری، با زبان گرایشات دیگر و مشخصا گرایش سندیكالیستی، از اساس متفاوت است. اگر سندیكالیسم از شراكت در سیستم موجود حرف می‌زند، گرایش سوسیالیستی از الغا آن می‌گوید و دست به ریشه می‌برد. اینها و دهها و صدها نمونه دیگر از خصوصایت گرایش سوسیالیستی را می‌توان اسم برد. ادامه نوشته »

فوریه 12, 2012 نوشته‌شده به دست | كارگری, نقد, بین المللی, تاریخ | نوشتن دیدگاه

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.